تبليغاتX
منتــــــظران

منتــــــظران

!مقصود تویی.کعبه و بت خانه بهانه است

 

 

 

 

 

آن قدر دلایل و نشانه های روشن در حال حاضر برای دوستان بهائی هم هست که اگر فرد منصفی به آن ها مراجعه کند، آن ها را متوجه شده، جای هیچ گونه شک و شبهه ای برایش باقی نمی ماند

 

 


اما متأسفانه به جای آن که شبهه هایی را که مثلاً درباره ی وجود حضرت مهدی علیه السلام مطرح می شود به دنبال پاسخ برای آن باشند، و سخنان افرادی که اشکالات آن شبهات را می دانند بررسی کنند، آن را قبول می کنند! با این حال آن قدر وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای افرادی که بهائیان آنان را به بزرگی می شناسند و نام می برند واضح و روشن است که به وضوح ازا ایشان نام برده اند و با مراجعه به آن مدارک امری این مسأله فهمیده می شود! یکی از این دلایل روشن فرمایشاتی است که جناب باب نموده اند. همان طور که جناب عبدالبهاء نیز اشاره کرده اند، سراسر تفسیر سوره ی یوسف ایشان به حضرت امام زمان علیه السلام اشاره هایی فرموده اند:
"
آغاز گفتار نمود و مقام بابیت اظهار و از کلمه ی بابیت مراد او چنان بود که من واسطه فیوضات از شخص بزرگواری هستم که هنوز در پس پرده عزت است و دارنده کمالات بی حصر و حد، به اراده ی او متحرکم و به حبل ولایش متمسک و در نخستین کتابی که در تفسیر یوسف مرقوم نموده در جمیع مواضع خطاب هایی به آن شخص غائب که از او مستفید و مستفیض بوده نموده و استمداد در تمهید مبانی خویش جسته و تمنای فدای جان در سبیل محبتش نموده و از جمله این عبارت است: یا بقیةالله قد فدیت بکلی لک و رضیت السب فی سبیلک و ما تمنیت الا القتل فی محبتک" (مقاله ی شخصی سیاح، جناب عبدالبهاء، صفحه ی 2)

درست است که جناب عبدالبهاء در ادامه ادّعا کرده اند که منظور جناب باب حضرت بهاءالله بوده است، اما این ادعا به هیچ وجه نمی تواند درست باشد، زیرا:

  1- در خود همین عبارتی که از ایشان نقل شده است، جناب باب آن شخص را بقیّةالله خطاب کرده اند. هنگامی که جناب باب برای مردم کتابشان را می نوشتند، بقیةالله برای همه افراد مشخص است که لقب چه کسی است. هم چنین در هیچ کجا چنین لقبی برای جناب بهاءالله به کار نرفته است که کسی بخواهد چنین نتیجه ای را بگیرد.

2 - دلیل روشن دیگر هم مراجعه به خود تفسیر جناب باب است که در آن جا روشن می شود که منظور ایشان چه کسی بوده است. در همان صفحات ابتدایی تفسیر چنین آمده است:
"
الله قد قدّر أن یخرج ذالک الکتاب فی تفسیر أحسن القصص من عند محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب على عبده لیکون حجة الله من عند الذکر على العالین بلیغا"(خداوند تقدیر کرده است که این کتاب را در تفسیر احسن القصص (سوره یوسف) از جانب محمد بن الحسن فرزند علی ... فرزند علی بن ابی طالب بر بنده اش خارج سازد تا حجت بلیغ خدا از جانب ذکر (جناب میرزا علی محمد) برعالمیان باشد"

لازم به ذکر است که این قسمت از تفسیر سوره ی یوسف را مُبلغ شهیر بهائی جناب اشراق خاوری در کتاب رحیق مختوم خویش نقل کرده اند.

حال جای سؤال از دوستان بهائی است که چطور چنین شخصی را انکار می کنند؟

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 0:28 توسط یکی قطره باران| |



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 12:15 توسط یکی قطره باران| |

خب! حالا بايد از تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» پرسيد؛ در كجاي روايات آمده است كه «شعيب بن صالح» از «سفياني» براي حضور در جشن هاي نوروزي دعوت مي كند؟!
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت: 

اين روزها، تهيه يك فيلم به اصطلاح مستند با عنوان «ظهور نزديك است» و توزيع رايگان و گسترده آن در سطح كشور- سي دي- به يكي از مسائل بحث انگيز تبديل شده است. اين فيلم كه دست اندركاران تهيه و توليد آن كوشيده اند نام و نشان و رد پاي مشخصي از خود باقي نگذارند- و البته كيهان از هويت و انگيزه آنان باخبر است- از يكسو با مخالفت شديد و هشدار مراجع عظام تقليد و عالمان و كارشناسان برجسته ديني روبرو شده است و از سوي ديگر زمينه اي براي سوءاستفاده دشمنان فراهم آورده است.

در پي توزيع گسترده سي دي هاي اين فيلم، مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم در يك نشست علمي تخصصي و با حضور اساتيد برجسته از جمله حضرت آيت الله طبسي به نقد مستند و عالمانه آن پرداخته و نشان داده است تهيه كنندگان اين فيلم به اصطلاح مستند تا چه اندازه از آموزه هاي اسلامي دور و بي خبر- و يا، باخبر و خداي نخواسته فتنه گر- بوده اند. اين مركز تخصصي در حوزه علميه قم، اگرچه مانند تهيه كنندگان «ظهور نزديك است» بودجه هاي كلان و بي حساب و كتاب در اختيار ندارد ولي اميد است سي دي نشست تخصصي مورد اشاره را در همان حد و اندازه بضاعت خود كه مي دانيم اندك است، تكثير كرده و توزيع كند، تا خيل عظيم حزب الله كه علي رغم تهي دستي، هيچگاه آبروي فقر و قناعت را نبرده اند، بازتوليد و توزيع بعدي آن را با بضاعت نفر به نفر خود برعهده بگيرند.

اين يادداشت اما، نگاه ديگري به ماجرا دارد و هر چند ترجيح مي دهد انگيزه تهيه كنندگان فيلم «ظهور نزديك است» را دغدغه امام زماني(عج) آنها و «شوق ظهور» تلقي كند ولي برخي از شواهد و قرائن موجود، نه فقط جايي براي خوش بيني باقي نمي گذارد، بلكه متاسفانه اين احتمال را قوت مي بخشد كه فيلم ياد شده يك ترفند تبليغاتي است و با هدف زمينه سازي انتخاباتي براي يك جريان منحرف سياسي توليد و توزيع شده است. جريان مرموز و مشكوكي كه چندان ناشناخته نيست و طي سال هاي اخير، بارها از نام مبارك مراد غايبمان، حضرت بقيه الله الاعظم-ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- سوء استفاده كرده و مي كند و دراين باره گفتني هايي هست؛

1-از حضرت امير عليه السلام است كه «باطل از هر چيز ديگري به حق شبيه تر است» و اساساً اگر حق و باطل همانگونه كه هستند ارائه مي شدند، هيچكس به اشتباه دچار نمي شد. ولي به قول حضرت(ع)، فتنه انگيزان، اندكي از حق و بخشي از باطل را درهم مي آميزند و چنين است كه بدعت ها را شكل مي دهند، فتنه ها بر پا مي كنند و نهايتاً گمراهي مي آفرينند. (خطبه 50 نهج البلاغه). در سي دي موسوم به «ظهور نزديك است» نمونه هاي فراواني از اينگونه آميختگي حق و باطل به چشم مي خورد كه با توجه به نوع اين آميختگي ها به سختي مي توان احتمال تصادفي بودن آنها را باور كرد!
2- با توجه به نكته مورد اشاره، در پي آن نيستيم كه همه آنچه در سي دي ياد شده آمده است را نفي كنيم، بلكه سخن از آميختگي حق و باطل در ميان است و فتنه و بدعتي كه اين آميختگي مي تواند در پي داشته باشد. به عنوان مثال، دراين باره كه آيا «ظهور نزديك است»؟ 

بايد گفت؛ براساس آموزه هاي اصيل اسلامي، منتظران امام عصر- ارواحنا له الفداء- نه فقط در فلان سال و فلان دوره، بلكه هر صبح و شام- صباحاً و مسائاً- در انتظار ظهورند و منتظر واقعي و راستين بايد كه از همه آلودگي ها، گناهان و دلبستگي هاي اين جهاني دور بوده و هر صبح و شام، ظهور حضرتش را چشم به راه باشد. بنابراين، سخن درباره نزديكي ظهور نيست كه آرزوي همگان است، بلكه بنا به دلايل بسيار روشن ديني و عقلي تعيين وقت ظهور- توقيت- و نيز انطباق شخصيت هاي ياد شده در احاديث و روايات با شخصيت هاي حاضر در هر عصر و زمان، منع شده است، نه آن كه چنين آرزو و احتمالي در ميان نباشد، مگر نه اين كه همه مردم ايران و شيعيان جهان از ژرفاي دل آرزو مي كردند و براين باور بودند و بوديم كه حضرت امام راحل(ره) پرچم انقلاب را به دست صاحب اصلي آن مي سپارند و بعد از رحلت ايشان در اين آرزو به سر مي بريم و با تمام وجود از خداي مهربان مي خواهيم كه اين مهم به دست مبارك رهبر معظم انقلاب به انجام برسد.

3- گفتني است در طول تاريخ نه يك بار و دوبار، بلكه بارها اتفاق افتاده است كه برخي از شخصيت ها را با شخصيت هايي كه از آنها در احاديث و روايات به عنوان شخصيت هاي زمان ظهور ياد شده است، انطباق داده اند و اين انطباق دادن ها براي جهان اسلام و عالم تشيع بي هزينه و خالي از آسيب نيز نبوده است. به عنوان يك نمونه نزديك؛ در سال هاي اوليه جنگ تحميلي از برادر عزيزمان سردار رحيم صفوي با عنوان شعيب بن صالح و يكي از سرداران سپاه امام زمان

- ارواحنا له الفداء- ياد مي كردند و مدتي بعد آيت الله هاشمي رفسنجاني را شعيب بن صالح ناميدند و... درباره «سفياني»، «سيد يمني»، «دجال» و برخي ديگر از شخصيت هاي زمان ظهور نيز نمونه هايي از اين دست را مي توان در تاريخ مكتوب- و نه حتي شفاهي- ملاحظه كرد. نمونه هايي كه در زمان خود، باورهاي كاذبي را در برخي از اذهان شكل دادند و بعضاً نيز بي آسيب نبوده اند.
4- تهيه كنندگان سي دي موسوم به «ظهور نزديك است» بيشترين تلاش خود را به انطباق شخصيت «شعيب بن صالح» با آقاي دكتر احمدي نژاد اختصاص داده اند كه صرفنظر از شخصيت مردمي و قابل احترام آقاي احمدي نژاد بايد گفت:

الف: بررسي ها و تحقيقات مستند اسلام شناسان و عالمان برجسته ديني نشان مي دهد در مجموعه احاديث و روايات، فقط 17 حديث درباره «شعيب بن صالح» نقل شده است كه غير از 3 روايت، بقيه از طريق علماي عامه و اهل سنت روايت شده. و از 3 حديثي كه راويان شيعه نقل كرده اند، دو حديث، فاقد رجال معتبر و اهل ثقه است و تنها يك حديث كه از حضرت امام رضا عليه السلام نقل شده مورد پذيرش قرار گرفته كه در آن روايت نيز فقط به نام شعيب بن صالح و اين كه از ياران حضرت امام زمان- ارواحنا له الفداء- و از طايفه «بني تميم» است، اشاره شده و ديگر هيچ! (از تحقيقات مستند مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم با ذكر اسناد مربوطه). اكنون بايد پرسيد ويژگي ها و خصوصياتي را كه تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» به شعيب بن صالح نسبت داده و آن را در انطباق با آقاي احمدي نژاد مي دانند، از كجا آورده اند؟!

ب: بر فرض كه آنچه در روايات غيرمعتبر درباره خصوصيات شعيب بن صالح آمده است، صحت داشته باشد! در اين حالت، پرسش بعدي آن است كه چه رابطه و مشابهتي ميان ويژگي هاي «شعيب بن صالح» و «آقاي احمدي نژاد» وجود دارد؟

تهيه كنندگان فيلم به اصطلاح مستند «ظهور نزديك است» براي انطباق اين خصوصيات به استدلال هاي دم دستي و متأسفانه بي پايه و اساسي متمسك شده اند. به عنوان مثال مي گويند در روايات - همان روايات كه شرح آن گذشت- آمده است كه شعيب بن صالح يك فرمانده نظامي است و براي انطباق اين ويژگي با آقاي دكتر احمدي نژاد، استدلال مي كنند كه ايشان هم در جنگ تحميلي حضور فعال داشته است!

و يا وقتي در روايات مورد اشاره، شعيب بن صالح را با دكتر احمدي نژاد همنام نمي بينند، به اين تفسير من درآوردي متوسل مي شوند كه «شعيب» در لغت، مصغر - كوچك شده- كلمه «شعب» است و شعب به معني مردم و خلق است و از آنجا كه آقاي احمدي نژاد يك رئيس جمهور مردمي است، بنابراين بايد همان شعيب بن صالح باشد! اين تفسير به راي در حالي است كه حتي در تفسير آيات شريف قرآن نيز، ظاهر آيه، «سنديت» و «حجيت» دارد و كسي نمي تواند مفهوم و تفسيري را به آن نسبت بدهد كه باظاهر آيه، مغايرت داشته باشد. بنابراين اگر مقصود از شعيب بن صالح، همان آقاي احمدي نژاد بود بايد نام ايشان در روايت مي آمد و حال آنكه نام آقاي احمدي نژاد «محمود» است و نام پدر مرحوم ايشان نيز «صالح» نبوده است. مطابق فرمول من درآوردي تهيه كنندگان سي دي ياد شده مي توان گفت «سيد» در لغت به معني «آقا» است. آيا با اين حساب مي توان نتيجه گرفت كه مثلاً «سيد يمني» ذكر شده در روايات ظهور، مي تواند «سيد» به معناي «از نسل رسول خدا(ص)» نباشد؟!... و قس عليهذا... اين چه نوع استدلالي است؟!

گفتني است در روايات ظهور نام خاص «سيد خراساني» و «سيد يمني» نيامده است و تنها به اين كه آن دو بزرگوار از نسل رسول خدا(ص)- سيد- و از اهالي «خراسان» و «يمن» هستند اشاره شده و اين دو فقره با «شعيب بن صالح» كه نام ايشان آمده است- البته براساس همان روايات كه به آن اشاره شد- متفاوت است.

5- در سي دي «ظهور نزديك است» با همان استدلال كذايي از «ملك عبدالله» پادشاه اردن به عنوان «سفياني» ياد شده است كه دشمن قهار حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- است و مطابق روايات معتبر اساساً براي جنگ با آن حضرت خروج مي كند.

خب! حالا بايد از تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» پرسيد؛ در كجاي روايات آمده است كه «شعيب بن صالح» از «سفياني» براي حضور در جشن هاي نوروزي دعوت مي كند؟!

مگر قرار نيست شعيب بن صالح، فرمانده يا يكي از فرماندهان سپاه حضرت ولي عصر(عج) باشد بنابراين بايد با «سفياني» سر جنگ و ستيز داشته و او را يكي از اصلي ترين دشمنان حضرت بداند، پس چرا با اين دشمن خوني حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- نرد دوستي مي بازد و از وي به عنوان ميهمان و براي حضور محترمانه در ايران اسلامي دعوت به عمل مي آورد؟! با پوزش از برادر عزيزمان جناب آقاي احمدي نژاد و صرفا از باب مزاح؛ بايد گفت كه ظاهرا «سفياني» سي دي ياد شده بيشتر از شعيب بن صالح مورد اشاره در همان سي دي، به رواياتي كه در سي دي آمده است اعتقاد دارد كه- به قول آقاي احمدي نژاد- اولا؛ دعوت شعيب بن صالح را نمي پذيرد! و ثانيا؛ به وزير خارجه و رئيس مجلس حكومت خود دستور مي دهد كه عليه جمهوري اسلامي ايران و رئيس دولت آن موضع گرفته و بد و بيراه بگويند!!

6- تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» دست به اقداماتي زده اند كه نشان مي دهد اين فيلم را با اغراض خاص و آلوده اي تهيه كرده اند. از جمله - و فقط يكي از آن نمونه ها- حذف بخشي از كلام رهبر معظم انقلاب است. آنها در سي دي مورد اشاره براي اثبات نظر خود از كلام حضرت آقا مايه گذاشته و به نقل از ايشان آورده اند؛ «من با اطمينان كامل مي گويم تحقق وعده الهي در راه است» و حال آن كه رهبر معظم انقلاب بعد از اشاره به بيداري جهان اسلام مي فرمايند؛

«من با اطمينان كامل مي گويم اين هنوز آغاز راه است و تحقق كامل وعده الهي يعني پيروزي حق بر باطل و بازسازي امت اسلامي در راه است. نشانه اين وعده تخلف ناپذير در اولين و مهم ترين مرحله، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و بناي بلند آوازه نظام اسلامي بود. احساس هويت و تشخص در اقليت هاي مسلمان در بيشتر كشورهاي غربي همه و همه نشانه هاي آشكار پيروزي اسلام در هماورد با دشمنان يعني در قرن 51 هجري است، ملت هاي مسلمان هنوز گردنه هاي دشواري پيش روي دارند».
همانگونه كه ملاحظه مي كنيد، تهيه كنندگان سي دي ياد شده، بخش هايي از كلام رهبر معظم انقلاب را حذف كرده اند تا بتوانند از بخش تحريف شده، براي اثبات منظور خود استفاده كنند. توجه كنيد آقا تاكيد مي كنند كه «اين هنوز آغاز راه است» و مي فرمايند «ملت هاي مسلمان هنوز گردنه هاي دشواري پيش روي دارند»و اين همه در همان پاراگراف از بيانات ايشان آمده است. اكنون بايد گفت كه آيا مي توان تحريف سخنان رهبر معظم انقلاب را- كه در همان سي دي از ايشان با عنوان «سيد خراساني» ياد شده است- اقدامي برخاسته از شوق ظهور و عشق به حضرت بقيه الله الاعظم(عج) دانست؟! و آيا نبايد اين اقدام و اقدامات مشابه ديگري از اين دست را نشانه سوءنيت تهيه كنندگان و ترويج كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» تلقي كرد؟!

7- اشاره كرديم كه طي 23 سال گذشته، از برخي شخصيت ها به عنوان «شعيب بن صالح» ياد شده بود، از جمله آيت الله هاشمي رفسنجاني، سردار رحيم صفوي و... البته هيچيك از كساني كه بر اين باورها بودند مانند تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» براي اثبات نظر خود به توليد فيلم و توزيع گسترده آن در سطح كشور دست نزدند، بلكه تنها حدس و گمان خود را در محافل خصوصي مطرح مي كردند و بديهي است كه نمي توان انطباق دهي آنان را ناشي از سوءنيت دانست و اگر چنين بود و قصد و غرض خاصي را دنبال مي كردند، به تهيه فيلم و آسمان ريسمان كردن هاي آنچناني روي مي آوردند.

و اما، به عنوان يك نمونه، فرض كنيد آنهايي كه آيت الله هاشمي را با توجه به مواضع آن دوران ايشان، شعيب بن صالح مي دانستند براي اثبات نظر خود فيلم و سي دي تهيه كرده و در سطح گسترده اي پخش مي كردند و باز هم فرض كنيد

- بر فرض محال- هيچكس هم به آن اعتراض نمي كرد. و نتيجه آن كه آيت الله هاشمي رفسنجاني در اذهان عمومي با عنوان شعيب بن صالح يعني يكي از فرماندهان سپاه حضرت حجت- روحي له الفداء- تلقي مي شد. خب! با اين حساب مي توانيد حدس بزنيد كه در جريان فتنه 88 چه اتفاقي مي افتاد؟! آيا كساني كه باور كرده بودند آقاي رفسنجاني شعيب بن صالح است، نظر و ديدگاه
- متاسفانه غيرقابل قبول ايشان- را نظر و ديدگاه حضرت صاحب الزمان(عج) تلقي نمي كردند؟!... بگذريم كه... .

8- با توجه به هويت تهيه كنندگان و توزيع كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» كه شواهد و قرائن فراواني از وابستگي آنها به «حلقه حاشيه ساز دولت» حكايت مي كند و نيز، با توجه به نكته اي كه در بند 7 آمده است و سابقه شناخته شده اي كه حلقه ياد شده دارد، به نظر مي رسد فيلم «ظهور نزديك است» يك ترفند سياسي است كه با هدف تبليغات انتخاباتي براي يك جريان انحرافي تهيه و در سطح گسترده اي توزيع شده است. و تهيه كنندگان سي دي كه از بي اعتمادي مردم نسبت به خود باخبرند، قصد داشته اند با توزيع گسترده آن ابتدا آقاي دكتر احمدي نژاد را در اذهان عمومي همان «شعيب بن صالح» معرفي كنند و بعددر دوران انتخابات مجلس، رياست جمهوري و يا... با استناد به اين كه از افراد نزديك به آقاي احمدي نژاد و مورد وثوق و اطمينان ايشان هستند، ليست نامزدهاي مورد قبول خود براي مجلس و يا نامزد رياست جمهوري مورد نظر خود را، نامزد و نامزدهاي مورد تاييد حضرت بقيه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- جا بزنند!!

خوشبختانه ديروز حجت الاسلام والمسلمين آقاتهراني، نماينده مجلس شوراي اسلامي از مخالفت آقاي دكتر احمدي نژاد با معرفي ايشان به عنوان شعيب بن صالح خبر دادند كه از رئيس جمهور محترم جز اين نيز انتظاري نمي رفت.

و بالاخره اين كه، براساس آموزه هاي غيرقابل ترديد و مستحكم اسلامي و مخصوصاً دستور صريح و مكتوب- توقيع شريف- حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفداء، وروديه آن حضرت در دوران غيبت كبري، ولي فقيه است و مردم ايران با لطف و عنايت خداي مهربان نشان داده اند كه در همه حال چشم دل و گوش جان به رهنمودهاي آن بزرگوار دارند و همه جا از او به يك اشاره بوده است و از مردم به سر دويدن، از اين روي مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان(عج)، را به هيچ نمي انگارند. مردم مسلمان ايران و امروزه، همه ملت هاي مسلمان نه فقط به فراست و ديانت بلكه به تجربه نيز دريافته اند كه تنها در ركاب ولي فقيه از بد حادثه و ترفندهاي شيطاني در امانند...

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:51 توسط یکی قطره باران| |

بسم الله  گیف  بسم الله برای وبلاگ   بسم الله با خطی زیبا  بسم الله
  الرحمن الرحیم


يكی از علمای قم نقل می كردند كه پسری داشتم كه سی و يك سال قبل كه ديپلمش را گرفت به دليل اينكه در درسش واقعا عالی بود و معدل خوبی كسب كرده بود برای آمريكا بورس شد كه ادامه تحصيل بده و پزشك شود و می گفت من خيلی نگران بودم كه اين پسر در آنجا دينش را از دست ندهد.دست پسرم را گرفتم و از علمای قم سوال كردم كه من برای اين پسر چكار كنم؟گفتند برای اينجور موارد ما يك متخصص در ايران داريم كه بهتره به اون مراجعه كنی.گفتم كی؟؟؟گفتند حضرت آيت الله ميلانی در مشهد مقدس.گفتم باشه و دست پسرم را گرفتم و رفتيم مشهد تا خدمت آقای ميلانی برسيم.عرض كردم كه آقا قضيه اين هست كه اين بچه دارد می رود و من خيلی ناراحتم از اينكه در بلاد كفر می رود خراب شود.شما يك دستورالعملی برای پسر ما بدهيد كه بتواند خودش را حفظ كند.دفتر هم برده بودم كه سلسله برنامه ی سلوكی ايشان بگويند و ما يادداشت كنيم تا بچمون در بلاد غربت انجام دهد.آقای ميلانی فرمودند:اين چيزی را كه می گويم رعايت كن.از فردا هر روز صبح بعد از نمازت رو به قبله بشين(دلت بگويد يا نگويد,قلت باشد يا زبانت باشد,ظاهری باشد يا باطنی)اين چيزی كه ميگم پنج دقيقه رو به قبله خطاب به امام زمانت بگو.فارسی هم بگو حتما لازم نيست عربی بگی

.بگو مهدی جان خيلی دوست دارم.آقا فرمودند همين يك عبارت انسان را مستحق عافيت هبه ای می كند.

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 13:29 توسط یکی قطره باران| |

در دنياي وبلاگهاي رنگارنگ که يکي عاشقونه مي نويسه و يکي عارفونه  يکي سياسي و يکي فرهنگي و مذهبي، همه وبلاگ نويسها دوست دارند مطلبي که مي نويسند مورد پسند خواننده واقع بشه و برايش کامنت بذارند که :«آفرين صد آفرين! چه مطلب جالب و زيبايي بود، استفاده کرديم.» همه جور آدم به وبلاگ من سر مي زنند: زن، مرد، دختر، پسر . . .ولي من خيلي خيلي دوست دارم يکبار هم که شده او به وبلاگم سر بزند. او که قلبم برايش به تپش مي افتد. او که نگاه قشنگش دل هر جواني را مي ربايد. آي خدا، چي مي شد اگه فقط يکبار او به من سر مي زد، فقط يکبار. از خودم مي پرسم اگر روزي او به وبلاگم سر بزند از کدام مطلب بيشتر خوشش مي آيد.آن مطلبي که علمي تر است؟ نه گمان نکنم چرا که او خودش آخر اين حرفهاست آن مطلبي که عاشقانه تر است؟ بعيد مي دانم.شايد آن مطلبي که ميزان اخلاصش هنگام نوشتن بيشتر باشد؟  . . . شايد.مي گويند: «وقتي ابراهيم (عليه السلام) را در آتش انداخته بودند، يک پرنده مدام دهان کوچکش را پر از آب مي کرد و بر روي آتش مي ريخت تا اينکه آتش کمي سردتر شود. ابراهيم (عليه السلام) به او گفت: اي پرنده! اين آب دهان تو چه ارزشي دارد در مقابل اين همه آتش؟ پرنده کوچک گفت: من فقط بدين وسيله مي توانم عقيده و علاقه و ايمانم را به شما ابراز کنم.»  آقاجان، عزيز دل زهرا (سلام الله عليها)، نمي دانم اگر در اين دنياي پر هياهوي وبلاگها گذرت به وبلاگ من افتاد آيا از آن خرسند مي شوي يا نه؟ از کدام مطلبم بيشتر خوشت مي آيد؟ کدام را بيشتر مي پسندي؟ آقاي من، شرمنده ام اگر در راه تو قدم و قلم نزدم. مي دانم تمام اين مطالب در مقابل آن همه آتش گناه من ارزشي ندارد. اما تو بدان من فقط با اين وسيله مي خواهم عقيده و علاقه و ايمانم را به شما ابراز کنم. و من باز با خداي خود نجوا مي کنم که  آي خداي من، چي مي شد اگه فقط يکبار او به من سر مي زد، فقط يکبار?البته ايشان هميشه و همه جا ناظر بر ما و اعمالمان هستند.
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 12:0 توسط یکی قطره باران| |

 گفته بودم که دل یار شکسته نشود از دستم

غفلتم باعث این شد که غریبانه دلش بشکستم

هرچه کردم نشوم علت رنجیدن او

باز نشد بارها من دل زهرائی او را ز گناهم خستم

گفتم این بار که بر نامه من مینگرد خوشحال است

لیک اشکش به دلم گفت که من روسیهم من پستم

قدر یک دوست نشد حرمت او حفظ شود میدانم

بیخودی امدم بر در او توبه پیمان بستم

هرکجا مد نظر داشت نبودم که کنم یاری او

سر ان سفره که راضی نبود رفتم من بنشستم

با همه روسیهی ابرویم را بخدا حفظ نمود

بارها من به زمین خوردم امد بگرفت این دستم

نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 9:7 توسط یکی قطره باران| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody